gototopgototop

معرفی تازه های نشر

کتاب روز شمار انقلاب اسلامی در فارس منتشر شد.

 

این کتاب تالیف آقای منصور نصیری طیبی با مقدمه دکتر سید محمد احمدی در تیراژ 1000 نسخه بهمن ماه 1393 به چاپ رسید. این اثر در حجم 696...

اوقات شرعی



نقشه هواشناسی فارس

نقشه گردشگری فارس

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterکل بازدیدها394716
 4 مهمان حاضر

اهدای عضو اهدای زندگی

روز شمار انقلاب اسلامی در فارس PDF چاپ نامه الکترونیک
معرفی کتاب

کتاب روز شمار انقلاب اسلامی در فارس منتشر شد.

 

این کتاب تالیف آقای منصور نصیری طیبی با مقدمه دکتر سید محمد احمدی در تیراژ 1000 نسخه بهمن ماه 1393 به چاپ رسید. این اثر در حجم 696 صفحه به توصیف وقایع انقلاب اسلامی در استان فارس از سال 1340 تا 1357 می­ پردازند. این کتاب با روشی کرونولوژیک با استفاده از منابع دسته اول همچون روزنامه ها، به شرح وقایع پرداخته از این رو برای محققان و پژوهشگران تاریخ انقلاب منبعی مهم به شمار می­رود چرا که با صرف وقت کمتر، مطالب به صورت توالی تاریخی در اختیار آنها قرار خواهد گرفت.

 
تمدید مهلت ارسال مقالات همایش PDF چاپ نامه الکترونیک

تمدید مهلت ارسال مقالات همایش علمی پژوهشی شیراز سومین حرم اهل بیت

نظر به استقبال وسیع مسئولین استان و پژوهشگران از طرح بنیاد فارس شناسی مبنی بر برگزاری ادواری همایش شیراز سومین حرم اهل بیت و ایجاد جریانی علمی برای تحقق کلام مقام معظم رهبری در مورد حرمیت شیراز، با پیشنهاد حضرت آیت الله ایمانی و استاندار محترم فارس طرح دبیرخانه دائمی سومین حرم اهل بیت در اولین جلسه اجرایی همایش شیراز سومین حرم اهل بیت به تصویب رسید.

از این رو برای برگزاری هرچه بهتر این همایش در اردیبهشت ماه 1394 مهلت ارسال چکیده مقالات تا آخر بهمن ماه 1393 و مهلت ارسال اصل مقالات تا آخر اسفند ماه 1393 تمدید گردید.

شیوه نامه ارسال مقالات به این قرار می باشد:

اصول مقاله علمی و بخش های آن از قبیل دارا بودن : چکیده، کلید واژه، مقدمه (طرح مسئله، سوال و فرضیات، پیشینه تحقیق) بدنه تحقیق، نتیجه گیری و منابع و مواخذ الزامی است.

ارجاعات به صورت پاورقی و در این قالب ذکر گردند: نام خانوادگی، نام کتاب، جلد: صفحه

منابع و مواخذ در انتهای مقاله با ترتیب حروف الفبا به این شکل آورده شود:

نام خانوادگی، نام، نام کتاب، مترجم / مصحح/ به کوشش، محل نشر، ناشر، سال انتشار.

فونت B Zar اندازه 13 فاصله بین خطوط 1.15 .

محور های همایش:

محورهاي همايش

محور اول: حضرت احمد بن موسی شاه چراغ
سیره حضرت احمد بن موسی

مسند روایات واحادیث احمد بن موسی(ع)
زندگی و هجرت حضرت احمد بن موسی(ع)
مدفن حضرت احمد بن موسی در آیینه تاریخ

ولایت پذیری و نقش ایشان در ثبات تشیع امامی

تاثیر حضرت شاهچراغ(ع) بر فرهنگ شیراز در طول تاریخ


محور دوم: سومین حرم اهل بیت
معناشناسی حرم

حرم در آراء امام خمینی

شهر اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری

کارکردهای حرم در جوامع اسلامی

حرم و شهر آرمانی اسلامی

سومین حرم اهل بیت و نقش آن در ایجاد تمدن نوین اسلامی

سومین حرم و سبک زندگی اسلامی

نقش شاهچراغ (ع) درفرهنگ دینی شیراز

جایگاه اقتصاد در سومین حرم اهل بیت

اقتضاعات شهرسازی سومین حرم اهل بیت

ظرفیت های محیطی و فرهنگی شیراز برای تحقق سومین حرم اهل بیت


محور سوم: سومین حرم و اهداف راهبردی
جایگاه شاهچراغ(ع) و سومین حرم اهل بیت در فرهنگ جهانی

سومین حرم اهل بیت و مسائل تمدنی و گسلهای آن در جهان امروز

سومین حرم اهل بیت و صدور انقلاب اسلامی

مقتضیات تبدیل شدن سومین حرم اهل بیت به شهری جهانی و بین المللی

چشم اندازهای توسعه معنوی شیراز در خاورمیانه

 
مکتب هنری شیراز در نسخ خطی ایرانی PDF چاپ نامه الکترونیک

مکتب هنری شیراز در نسخ خطی ایرانی

اثری ارزشمند دیگری از بنیاد فارس شناسی و سازمان اسناد و کتابخانه­ی ملی جمهوری اسلامی به چاپ رسید. کتاب مکتب هنری شیراز در نسخ خطی ایرانی تالیف دکتر حبیب الله عظیمی پاییز امسال به چاپ رسید. این کتاب در 155 صفحه با روشی علمی به شرح و تبیین ابعاد مختلف مکتب هنری شیراز می­پردازد.

فصول این کتاب بدین قرار می­باشند:

فصل اول: ضرورت بررسی مکتب شیراز در آریایه های ادبی نسخه های خطی

فصل دوم: هنر نقاشی و تذهیب ایرانی اسلامی

فصل سوم: مکتب هنری شیراز از بدو ظهور تا اوج تکامل

· کتاب آرایی در ایران دوره­ی مغول و تیموری

· مکتب شیراز در دوره تیموری

· مکتب شیراز در دوره صفوی

· تذهیب و نگارگری در دوره­های افشاریه زندیه و قاجار

· تحولات تذهیب و نقاشی در دوره­ی قاجار

 

فصل چهارم: نتایج و پیشنهادات

 
ده نکته در باره تاریخِ ادب و فرهنگ فارس و شیراز PDF چاپ نامه الکترونیک

مصاحبه با استاد فرزانه دکتر اکبر نحوی استاد بخش ادبیات دانشگاه شیراز

ده نکته در باره تاریخِ ادب و فرهنگ فارس و شیراز

1. فارس بزرگ خیلی قدیمی است و مورخای چون هرودوت آن را پرسیس نامیدند که بعدها به عنوان پرسیس و پرسیا به تمامی ایران گفته شد که در دوره های متاخرتر (یعنی دوره­ی هخامنشیان به این سو و در دوره ساسانیان که از همین منطقه برخاستند) این منطقه به پنج کوره یا بخش تقسیم می­شود. کوره­ی شمالی را کوره استخر می­گفتند. در مرکز آن شهر استخر (در جلگه­ی مرودشت) قرار داشت که شهر بسیار مهمی بود و هخامنشیان هم بنا بر روایتی از همین منطقه برخاستند. (در واقع از دشت مرغاب و پاسارگاد و استخر). کوره دیگر، که در شرق استان بود دارابگرد نامیده می­شد و شهر مهم آن فسا بود. کوره­ی سوم که در غرب آن قرار داشت کوره­ی شاپور می­گفتند. در قسمتهای جنوبی کوره­ی فیروزآباد قرار داشت که شهر مهمش فیروزآباد بود.(البته فیروز آباد و کازرون هردو جزء این کوره بودند.) آخرین کوره (که در واقع امروز بخش­هایی از آن در استان خوزستان قرار گرفته) کوره ی قباد خوانده می­شد و قدمت واژه­ی کوره به قبل از اسلام باز می­گردد که در دروه­ی اسلامی هم وارد زبان عربی شده و چیزی معادل استان امروزی بوده است.

2. اما از چه زمانی منطقه ای به نام شیراز به وجود میآید؟ تاریخ شیراز کمی گنگ است در الواح گلی تخت جمشید از دژ به نام شیرازیش (که در لوح گلی دیگری به نام تیرازیش آمده است) ذکری به میان آمده که محققان معتقداند همان شیراز است. (البته این الواح عیلامی است.) بنابراین بعضی معتقدند که در آن زمان این منطقه که اکنون شهر شیراز است شامل دژهایی بوده یا دژی در اینجا وجود داشته است.

3. پس از شکل گیری شهر شیراز کم کم میبینیم از کسانی به عنوان والی یاد می­شود. (که از طرف خلفای اموی و بعدا عباسی در این شهر گماشته می­شوند.) ولی از قرن سوم که صفاریان قدرت را در شرق ایران به دست می­گیرند. کم کم به نواحی غربی هم می­آیند. و عمرولیث در میانه قرن سوم شیراز را فتح می­کند. این واقعه در واقع نقطه­ی عطفی در تاریخ شیراز است. چون سپاهیان عمرولیث در این منطقه ساکن شدند که بعدا از نسل آنها عرفا و دانشمندانی به وجود می­آیند. مثلا یکی از آنها ابن خفیف معروف است که به عنوان یکی از صوفیان معروف قرن چهارم شناخته می­شود. پدر وی از لشکریان عمرولیث و اصلا دیلمی بود که از شمال ایران به اینجا می آیند و در شهر شیراز ساکن می­شوند. البته صفاریان خیلی زود به وسیله­ی سامانیان منقرض شدند و منطقه فارس به دست آل بویه افتاد. آل بویه در واقع یکی از مهمترین سلسله ها یا اولین سلسله مهمی هستند که در فارس حکومت را در دست می­گیرند و مدت زمان قابل توجهی در فارس حکومت می­کنند. که بین حاکمان این سلسله عضد الدوله از همه معروف تر است. او دو مقر حکومتی داشت که یکی شیراز بود و دیگری بغداد. این برهه یکی از دوره های مهم فارس محسوب می­شود. چنانکه بسیاری از شعرا و نویسندگان عرب به دربار وی رفت وآمد دارند و مثلا متنبی شاعر معروف هم زمان حکومت عضد الدوله به شیراز می آید. مَقدَسی معروف هم از کتابخانه بزرگی که عضد الدوله در شیراز بنا نهاده بود و شامل مخزن هایی مختلفی برای کتب از علوم مختلف داشته صحبت کرده است.

4. اوضاع فرهنگی این اقلیم: اگر از نظر فکری این دوره را مرور کنیم درمی­یابیم در دوره­­ آل بویه (که شیعیان زیدی مذهب بودند) تا حدی فضای تسامح وجود داشته و آنان سخت گیری های مذهبی را نداشتند. اما سلجوقیان نو مسلمان در عقایدشان سخت گیر بودند. همچنین پس از دوره­­ی سلجوقیان (در دوره­ی سلغریان تحجر و سخت گیری های مذهبی در شیراز حاکم شد. چون آنان اهل سنت و در اعتقادات خویش بسیار راسخ بودند و حتی با اندیشه و تعقل هم مخالف بودند. مثلا همین ابوبکر سعد زنگی ممدوح سعدی (از امیران سلغری) از فلاسفه خوشش نمی­آمد و دستور داد فلاسفه­ای را که به سبب وجود امنیت به شیراز آمده بودند از شهر بیرون کنند و فقط کسانی که مشرب عرفانی داشتند یا متشرعین مجال فعالیت علمی و ادبی داشتند و قابل توجه اینکه مشرب یا مکتب سعدی نیز با چنین تفکری نزدیکتر است ( به این معنا که سعدی گاهی با استدلال منطقی با مسائل برخورد نکرده است و مکتبش گاهی عرفانی و ذوقی است تا فلسفی و استدلالی). البته نوع در گیری های فکری و مذهبی که در این جا وجود داشته باعث نا آرامی شدید نمی­شده و شیراز در کل منطقه­ای آرام و ساکت بوده است. برای مثال آن درگیری های مذهبی که در اصفهان داشته ایم در اینجا به چشم نمی­خورد. شاید محیط جغرافیایی و آب و هوای این اقلیم تسامح و تساهل نسبی را برای حکام این سرزمین به وجود آورده که با وجود راسخ بودن بر یک عقیده کما بیش می­توانند عقاید مخالف خود را تحمل نمایند. این نکته در تاریخ این چند سلسله و نیز کل تاریخ فرهنگی ما بسیار مهم و چشم گیر است. به علاوه باعث می­شود که در همان دوره که سلغریان (که با حمله­ مغول مصادف است علی رغم فجایعی که در خراسان صورت می­گیرد) فارس به یکی از چند پناه گاه اصلی تبدیل شود. که بقیه السیف مغول می­توانند به آنجا بگریزند.( یکی از مهمترین این پناه گاه ها هندوستان بود به خصوص آن طرف رود سند. عده زیادی از ایرانی ها به آنجا رفتند و قشر قابل توجهی به فارس آمدند.) به جهت ان تدبیری که آل سلغر یا اتابکان فارس در پیش گرفتند و مطیع مغول شدند فارس برای نویسندگان جایگاه امنی شد. به خاطر همین هم هست که در ایران دو منطقه فرهنگ ساز داریم. یکی خراسان که از قرن هفتم به بعد( زیر سم ستوران مغول مضمحل می­شود) بخشی از میراث فرهنگی خراسان به فارس انتقال پیدا می­کند. در این دوره است که فارس شکوفا می­شود و از قرن هفتم به بعد (به خصوص از قرن هشتم) دیگر این فارس است که داعیه دار فرهنگ ایران می­شود. و با وجود آنکه در جاهای دیگری مثل آذربایجان یا همدان هم مراکزی داشتیم اما اینها هم تحت شعاع فارس هستند به این ترتیب از قرن هفتم به بعد می­توان جایگاه ویژه ی شیراز را حس کرد که بسیاری از دانشمندان را در خود می­پروراند یا از شهرهای دیگر به خود جذب می­کند از ان رو که مرکز تجمع علم و دانش است.

5. نخستین آثار مکتوب از فرهنگ شهر پیش از سعدی معمای بزرگی است. سعدی در این باب می­گوید:

همانا که در فارس انشای من                                          چو مشک است بی قیمت اندر ختن

و به همین سبب استاد دکتر حسن لی در جایی نوشته اند که این همه اشارات سعدی یک بخشش می­تواند تواضع شاعرانه باشد و به قرائن دیگر نمی­توان این حرف را پذیرفت که صرفا از روی تواضع این حرفها را گفته باشد. (از جمله اینکه هرچند سعدی به خاطر نبوغش نثر و شعر را به پیش و اوج برده است اما قبل از اینکه به نظامیه برود فنون فارسی را در نوشتن و ادبیات آموخته است) با این تفاصیل ما پیش از سعدی (به غیر از ابن خفیف و روزبهان که تازه عمده­ی آثار آنها عربی است) در فارس به چهره­ای برجسته برنمی­خوریم که تاثیر برجسته ی فرهنگی داشته باشد و اثر مکتوبی از او باقی مانده باشد. این حلقه ی مفقوده کجاست؟ این یکی از سوالاتی است که اگر ما بنابر منابع و مواخذ موجود بخواهیم در باره اش قضاوت کنیم باید بگوییم که بخش عظیمی از گفته­ی سعدی تواضع و فروتنی است. البته نکته ای در اینجا است: ممکن است ما فرض را بر این بگذاریم که ما یک میراث فرهنگی غنی در شیراز داشته ایم که از بین رفته است ولی ما می­دانیم شیراز فجایعی را که خراسان به خود دیده است ندیده هر چند که کشتارهای هولناک بخشی از میراث فرهنگی را از بین می­برد اما به هر روی بخشی از آن باید به ما می­رسید آن بخشی که به ما رسیده آن قدر قابل توجه نیست که بگوییم سعدی واقعا احساس میکرده سخنش بی بهاست.

6. اما به غیر از آثار مکتوب پیش از عصر سعدی در شیراز مراکز آموزشی و فرهنگی (مانند مدرسه، خانقاه و ...) بسیار داشته ایم. آن هم از قرن چهارم از زمانی که آل بویه به شیراز می­آیند و مخصوصا عضدالدوله که به شیراز عنایت خاصی داشته است. (حتی میدانیم که عضد الدوله بعدا از این منطقه رفت و بغداد را فتح نمود و خلیفه را از شهر بیرون کرد. یعنی عملا کار دست آل بویه افتاد عضد الدوله خیلی به شیراز عنایت داشت حتی دستور داده بود راهی بکشند و چاپارها را واداشته بود تا اخبار و تره­بار بارهای شیراز را ظرف سه روز به بغداد برسانند) عضد الدوله نه تنها یک چهره­ی فرهنگی است بلکه اقدامات عمرانی او نظیر ساخت بند امیر، دارالشفا و ... نیز در شیراز شهرت داشته است و از همان زمان در دو ماخذ (یکی شیرازنامه زرکوب و دیگری شدالازار جنید شیرازی) به این نکته اشاره شده است که بسیاری از صوفیان به شیراز می آیند. برای خود رباط و خانقاه دارند و مریدهایی تربیت می­کنند. به علاوه مدرسه ها و مساجد متعددی ساخته می­شود. مسجد ها در قدیم محل تعلیم و تربیت بودند یعنی استادان در آنجا حلقه های درس تشکیل می­دادند. با این همه وقتی به فضای فرهنگی آن دوره­ی پیش از سعدی نگاه می­کنیم بیشتر حضور تصوف را میبینیم. تصوفی که زبن و بیانش عربی است. نمونه اعلای آن کتاب­هایی است که به ابن خفیف نسبت می­دهند(که همه به عربی است) البته بعدها زبان فارسی غلبه پیدا می­کند و از قرن ششم آثاری به زبان فارسی در صنف صوفیه نوشته می­شود.

7. باری در شیراز نامه زرکوب نام کسانی از قرن پنجم و ششم ذکر شده که دانشمند بوده و حتی نام علامه را بر آنها گذاشته اند. شاید بتوان گفت این افراد به مقام علامگی رسیده اند آثاری هم به زبان فارسی داشته اند ولی متاسفانه ما اطلاعی از آنها نداریم. اگر ما حمله ی مغول را در شیراز تجربه کرده بودیم می­توانستیم بگوییم بسیاری از آن میراث که می­توانسته پرورنده­ی سعدی باشد از بین رفته ولی چون این مسئله را در شیراز نداشتیم بنابر این باید فرض را بر این بگذاریم که وقتی که سعدی انشای خود را مشک ختن می­بیند بیشتر نشان تواضع و البته نبوغ اوست (که نوابغ معمولا فراتر از زمان و مکان هستند.) او بی تردید آثار فرخی انوری و خراسانیان را خوانده اما خود جوهره ای دارد که از آنها بی نیاز می­شود. تعلیماتی هم که دیده تعلیمات عربی بوده است. با این همه اگر در زبان فارسی از نظر هنری و قدرت ادبی سعدی را در نظر بگیریم قابل قیاس با هیچ شاعری نیست. او در هر حوزه ای که وارد شده شاخص است.

8. پس از روزبهان و تا پیش از ظهور سعدی ادیبی به نام عمید الدین ابطحی حضور دارد که اشعار اندکی به فارسی دارد البته بیشتر حوزه­­ی فعالیتش ادبیات عرب است. یا صائن الدین شیرازی که کتابی به عربی داشته و به فارسی هم شعر می­سروده است.(او حدود سال 660ه.ق. در گذشته است) ولی از دوره­ی سعدی به بعد شاعرانی هستند که ما آثار ادبی از آنها سراغ نداریم مثلا ناصر الدین شیرازی که شاعری قوی است اما شعرش نشان می­دهد که تحت تاثیر سعدی است او در سال 735 هم زمان با اواخر عمر سعدی درگذشت دیوان او از بین رفته است اما اخیرا در تلاش برای جمع آوری دیوانش حدود 700 800 بیت جمع آوری شده است. یحیی بن زندی شیرازی که معاصر سعدی بوده و حتی در یکی از غزلهایش از سعدی در مقابل همام دفاع می­کند. اکنون تعدادی محدود از غزلیات او باقی مانده است. چهره­­ی دیگر خلیل شیرازی است که تنها 5-6 غزل از او باقی مانده و معاصر با اواخر عمر سعدی بوده است. (اشعار این شاعر در تذکره ها و جُنگها امده است.) دیگری قنادی شیرازی است که تعدادی از غزل هایش باقی مانده و اواخر عمر سعدی را درک کرده است همچنین در عصر سعدی شاعر دیگری هم داریم شمس پُس ناصر (پسر ناصر) که به لهجه­ی شیرازی شعر می­سروده است.

9. بعد از سعدی تعداد شاعران زیاد می­شودکه ذکر آنها در تذکره ها آمده است. مثلا شمس حاجی که جُنگی داشته و تعداد زیادی شعر سروده یا حیدرشیرازی که معاصر حافظ بوده و دیوانش موجود است. یا زرکوب شیرازی و جنید شیرازی و جهان خاتون، زن شاعر معاصر حافظ. بر تعداد این شاعران باید جلال عضد را افزود که در اصل یزدی است اما تمام عمر خود را در شیراز زندگی کرده است. علاوه بر این می­توان شاه شجاع، روح عطار، ابن نصوح، حیدر اصفهانی(که معاصر حافظ است و منظومه ای به نام سعد و همایون دارد که به برخی آداب و رسوم شیرازی ها در عصر حافظ اشاره کرده است.) بسحاق اطعمه، شاه داعی الله و مکتبی (که در قرن 9-10 می­زیسته ) را یاد نمود و در کنار این افراد ما دو تن شاخص هم داریم که سعدی و حافظ اند.

10. آثار باقی مانده از روزبهان تا قرن نهم ویژگی ها خاصی دارند که می­توان آنها را مکتب شیراز نام نهاد. زیرا اگر ما سعدی را مبنا قرار دهیم و زبان شعر او را با زبان شاعران پیش از او (زبان خراسان) مقایسه کنیم میبینیم که می­توانیم چنین مکتبی داشته باشیم. چون سعدی نسبت به زبان آنان از زبان و واژگان ساده تر استفاده می­کند و به علاوه تغییراتی در نحو زبان می­دهد که نحوی روان و در کل زبان متعادلی به وجود می­آید. او ظرفیت ها را گرفته و تقویت کرده است. از لحاظ دایره­ی واژگان هم تحول و تعادل در زبانی که او به کار برده کاملا حس می­شود. از نظر صناعات ادبی و لفظی هم می­بینیم کسانی مانند نظامی، خاقانی و ظهیر در حد افراط از صناعات ادبی استفاده کرده اند اما با ظهور سعدی تعادل رعایت می­شود و صناعات ادبی آرایش تندی ندارند. بنابراین می­توانیم بگوییم سعدی بنیانگذار یک مکتب است همان مکتب شیراز که حافظ آن را تکمیل می­کند. به علاوه در تاریخ شیراز هیچ گونه افراط کاری نیست و می­توان آن را تا حدودی به خاطر صوفیه دانست که اهل تساهل بودند و می­توان گفت پایه های فرهنگ فارس را صوفیان و خانقاه ها گذاشته بودند. آب  و هوا و شرایط اقلیمی تا حدودی موثر است. مثلا کسانی مه در کوهستان زندگی میکنند خشن اند ولی کسانی که در دشت زندگی میکنند انسانهای نرمی اند. بنا بر این شاید اعتدالی که در آب و هوای فارس وجود دارد روی فرهنگ اثر گذاشته باشد.

از قرن هشتم که حافظ کار سعدی را تکمیل  می­کند تا دوره­ی قاجار شیراز داعیه دار فرهنگ متاخر بوده یعنی در تاریخ فرهنگی ایران بسیاری از چهره ای شاخص علمی ادبی و هنری از این منطقه برخاسته اند یا به این منطقه رفت و آمد داشته اند. (چون شیراز هیچ وقت یک منطقه دور افتاده نبوده است: بندر سیراف پایین شیراز قرار داشت که یکی از بزرگترین بندرهای آن زمان بود بنابر این چون محل عبور بود از میراث فرهنگی تاثیر فراوان پذیرفت) به علاوه شیراز به جهت جایگاهی که سعدی و حافظ به این شهر دادند جاذبه ای ویژه پیدا کرد.

به نقل از گاهنامه دانش آموخته، شماره چهارم دوره­ی هشتم پاییز93 صص، 32 تا34 مصاحبه کننده دکتر فرشید سادات شریفی.

 
عزاداری محرم PDF چاپ نامه الکترونیک

السلام علیک یا اباعبدالله


سومین حرم اهل بیت مانند سایر شهرهای کهن این دیار، دهه ای پر از داغ اهل بیت را سپری کرد. مردم استان فارس بار دیگر شور و اشتیاق درونی خود را به امام حسین و یارانش نشان دادند.

 

هر کس از این مردم در هر جغرافیا و فرهنگ به زبان خود به پیروی از راه امام حسین اذعان نمود. از سواحل گرم خلیج فارس با سنتهای دیرینه ی عزاداری جنوبی گرفته تا سردسیر شمالی استان همه و همه هم دینداری خود را به نمایش گذاشتند و هم جلوه هایی ناب از فرهنگ اصیل خود را عرضه نمودند.

 
نشست علمی هجدهمین دوره مراسم یاد روز حافظ PDF چاپ نامه الکترونیک

نشست علمی هجدهمین دوره مراسم یاد روز حافظ (20 مهرماه 1393)

در روز شنبه 20 مهر ماه 1393 نشست علمی هجدهمین دوره یاد روز حافظ در تالار مرکز اسناد و کتابخانه ی ملی فارس برگزار شد. این نشست پذیرای جمعی از اندیشمندان و اساتید حوزه و دانشگاه بود. این برنامه از ساعت 8 صبح روز شنبه شروع شده و تا ساعت 13 در دو نشست ادامه یافت.


دکتر منصور طبیعی رئیس بنیاد فارس شناسی، ضمن خیر مقدم به میهمانان این نشست، به لزوم استمرار برنامه‌های تخصصی و محدود نبودن به زمانی خاص اشاره کرد و ادامه داد: تاثیرگذاری این برنامه‌ها منوط بر استمرار آن در طول سال است ایشان تاکید نمودند هر برنامه علمی با استمرار به ثمر خواهد نشست خاطرنشان کرد با استفاده از ظرفیت های استان و همگرایی که در این امر حافظ و موجود است میتوان حافظ را آنگونه که در خور استان فارس وشیراز است به همگان معرفی نمود.

هشت سخنران این برنامه از اساتید برجسته دانشگاه­های کشور بودند که پیرامون جنبه های مختلف علمی دیوان حافظ و آثار منتشره در این رابطه به ارائه مطلب پرداختند.

سخنرانان و عناوین مقالات:

آقای دکتر مجید بهره ور از دانشگاه یاسوج با موضوع: سنت جواب گویی به شعر حافظ و رویکرد هرمنوتیک

آقای دکتر علی رجائی از دانشگاه اراک با موضوع: شرح کتاب یوهان کریستوف بورگل بر برگزیده‌ای از غزلیات حافظ به زبان آلمانی

سرکار خانم دکتر خدیجه حاجیان از دانشگاه تربیت مدرس با موضوع: بررسی و تحلیل برخی تک بیت ‌های جنجالی حافظ

آقای دکتر بهادر باقری از دانشگاه خوارزمی با موضوع: آسیب سناسی شرح‌های حافظ

آقای دکتر محمود عابدی از دانشگاه تربیت معلم با موضوع: از خداى جهان تا خواجه جهان؛ نگاهى به يك غزل حافظ

آقای دکتر محمد یوسف نیری از دانشگاه شیراز با موضوع: چنين كنند بزرگان (نقدی بر «شرح شوقِ» دكتر سعيد حميديان)

آقای دکتر ابراهیم قیصری حافظ شناس برجسته کشور با موضوع : سخن سربسته گفتن با حريفان (مشكلِ نوشتنِ شرح بر حافظ)

استاد منصور پایمرد از شیراز با موضوع: راز و رمز معنا ناپذيري شعر حافظ

 

همچنین در این نشست از «مجموعه‌ی اشعار و مقالات ادبی» استاد دکتر عبدالوهاب نورانی‌وصال، حافظ‌شناس نامدار و استاد فقید دانشگاه شیراز رو نمایی شد.

 
مصاحبه با استاد ابوالقاسم فقیری PDF چاپ نامه الکترونیک

مصاحبه با استاد ابوالقاسم فقیری

مقدمه

استاد ابوالقاسم فقیری چهره ای آشنا و صدایی صمیمی برای مردم استان فارس اند. شخصی که تمام عمر خود را صرف حفظ و گردآوری فرهنگ غنی مردم فارس نمود. چندی پیش اثر با ارزش دیگری از ایشان با عنوان قصه های مردم فارس جلد سوم به چاپ رسید. این امر بهانه ای شد تا به پاس زحمات این استاد ارجمند با ایشان سخنی گفته و گوشه هایی از سرگذشت ایشان به نظر علاقه مندان رسانیم.

زنگ خانه ی استاد را میزنم چند لحظه بعد چهره ی بشاش استاد در حالی که به عصا تکیه زده از پشت در نمایان می شود. مثل همیشه گرم و پر نشاط اند. وارد دفتر کار استاد می شویم. اتاقی کوچک و دنج که اطرافش را قفسه های کتاب و صنایع دستی بومی فارس پوشانده. جذب این فضای دل انگیز می شوم. سکوت آرامش بخشش، پر از صدای هیاهوی بازی های محلی، ترانه های محلی، عروسی ها و فرهنگ فارس است. استاد عمری است که از فرهنگ مردم فارس نوشته و آن همه غنای فرهنگی با وجودش عجین شده.

استاد، از زندگی خود بگویید، در چه محیطی پرورش یافتید؟

به نام خدا من ابوالقاسم فقیری هستم 13 اسفند ماه 1316 در محله ی لب آب شیراز چشم به جهان گشودم. من در یک خانواده فرهنگی متولد شدم پدرم معلم بود و ما نان معلمی را خوردیم خونه ما هم به خونه معلم ها معروف بود چنان که همه همسایه ها هم اسم داشتند مثلا خانه بزاز ها. منزل ما لب اب بود نزدیک بازارچه لطفی.

این بازارچه لطفی خیلی چیزها وجود داشت مثلا مغازه ی قصابی بود نانوایی بود کبابی، زغالی، بقالی، ... خلاصه این بازارچه ها صفای خاص خودشان را داشتند بعد از ظهرها و صبح ها آب پاشی می­کردند و بزرگترهای محل هم در بازار چه می نشستند. این بازارچه لطفی یک کوچه ای داشت به نام سیف القلم. این سیف القلم کی بود؟ یک جانی معروفی بود. ما اصلا سیف القلم را نمی­شناختیم و روزها تو این کوچه ما بازی می­کردیم ولی شب ها جرات نداشتیم حتی وارد سر اون کوچه هم بشویم. این سیف القلم همان است که صادق چوبک داستان سنگ صبور را درباره وی نوشت. داستانی بسیار جالب و خصوصیات و فرهنگ این مردم شیراز در این کتاب منعکس است. سالها گذشت و ما یه مدتی کوتوخونه میرفتیم کوتو خونه یعنی مکتب خانه. کوتو خونه میرفتم و خاطراتش هم یادمه میرزایی که اونجا بود گاهی بچه ها رو فلک می­کرد.

تحصیلات رسمی شما از کی آغاز شد؟

اول دبستان رفتم مدرسه سنایی در اون زمان 6 سالم بود که آقای حدائق خدا بیامرز مدیر این مدرسه بود که از مدرسه های قدیمی شیراز است. که خیلی ها هم از این مدرسه خاطره دارند. من تا کلاس ششم آنجا بودم. کلاس ششم را در مدرسه زند گذراندم. مدیر این مدرسه خدا بیامرز آقای ناجی بود. مدرسه زند در خیابانی بود که اکنون کتابخانه اسناد آنجاست. دوره دبیرستان را در دبیرستان حاج قوام گذراندم. در این مدرسه بود که با استاد پرویز خائفی شاعر ارجمند شیرازی همکلاس شدم. در این مدرسه بود که ما برای اولین بار روزنامه ای چاپ کردیم به نام سقراط که در آن زمان خیلی از آن استقبال شد. همین جا یک خاطره بگم از جمله مطلبی که در روزنامه سقراط چاپ شد مطلبی بود از صادق هدایت با عنوان مرگ. یک روز دبیر ادبیات ما امد و گفت: فقیری گفتم: بله گفت: برو این صادق هدایت رو بیار ببینم این چرندیات رو چطور نوشته. ما هم تعجب کرده بودیم که چه آقای دبیر ادبیاتی است که صادق هدایت را نمی­شناسد؟ ما آن موقع جوان بودیم و پر از احساسات رفتم پیش مدیر مدرسه آقای فروزان فر و گفتم: دبیر ادبیات صادق هدایت را نمی شناسد و می گوید گوشش را بگیر بیار مدرسه ببینم این چرندیات چیه نوشته. مدیر گفت: شما اهمیت به این حرفها ندهید و دنبال کار خودتان باشید.

در آن زمان پنج کلاس اول را دوره علمی می­گفتند و از سال ششم به بعد رشته ها از هم جدا می شدند. ادبیات جدا، طبیعی جدا و ریاضی هم جدا بود. ما سال 1335 به اتفاق پرویز خائفی به مدرسه سلطانی رفتیم که خاطرات مدرسه سلطانی را نوشته ام و روزنامه افسانه آن را چاپ می­کند. در این مدرسه یک دبیری داشتیم به نام آقای حسام الدین امامی که از مترجمین زبردست زبان انگلیسی بودند و سطح کلاس ایشان خیلی بالا بود و همیشه در کمال آمادگی سر کلاس حاضر می شد و هر از چندی با بچه ها شوخی می­کرد. بچه ها هم همکاری می­کردند. حقیقت این بود که جز سه یا چهار نفر کسی زبان خوب بلد نبود و غالب بچه ها نمره ناپلئونی می گرفتند. خلاصه یک بار سرکلاس زبان یکی از همکلاسی ها به نام آقای ماجدی بلند شد گفت: آقا اجازه گفت: بفرمایید گفت: آقا لوطی گری داری؟ گفت: بله معلومه که دارم. گفت: این هفته چند ساعت زبان داریم؟ معلم فکری کرد و گفت: 5 ساعت گفت: آقا لوطی گری 5 تا صفر به ما بده این هفته ما رو نجات بده. معلم برگشت یه مدتی نگاهش کرد و گفت: مبصر بدش. اینو که گفت همه کلاس زدند زیر خنده.

شما در این زمان شغلی هم داشتید؟

در این زمان نه ولی پس از گذراندن کلاس ششم یک دوره کلاس هشت هفته ای برای تربیت آموزگار گذاشتند که من در آن شرکت کردم بعد از این دوره به عنوان معلم به ممسنی رفتم و در مدرسه وکیل فهلیان آموزگار دبستان شدم. در آنجا بود که برای اولین بار شروع به نگارش فرهنگ مردم کردم تا از این طریق آنها را به جامعه معرفی نمایم. در این منطقه کار من اولین کار محسوب می شد. 20 تا 30 صفحه از کتاب فرهنگ مردم فارس اختصاص به آداب و رسوم مردم ممسنی دارد که از جمله آنها بازی ها و عروسی ها است.

کار دیگری که در آنجا انجام دادم گرد آوری ترانه های محلی بود که در آنجا بهش می گفتند بیت که واقعا بعضی هاش قشنگ هستند. مثل:

ای خدا بارون بزن میشُم بزایه ....................................... بَرَشِه نذر ایکُنُوم یارُوم بیایِه

این اشعار بعضا نزدیک به هایکو های ژاپنی هستند. اولین جایی که این ها را چاپ کردم در مجله ی هنر و مردم بود و پس از آن در کتاب سیری در ترانه های محلی.

جایگاه شما به عنوان معلم در بین مردم فهلیان چگونه بود؟

مردم بسیار با محبتی بودند به ما می گفتند مدیر اَل ما را به خانه شان دعوت می کردند و با غذا های محلی ارزش ما پذیرایی می کردند. مثلا یادم است یک دفعه که ما را به باغی دعوت کرده بودند. مجمعه ی (سینی غذا خوری) بزرگی پر از گنجشک برای ما آوردند. در آنجا به خاطر کِشت برنج، گنجشک زیاد بود و گاهی به صورت آفت در می آمد.

چه اتفاقی افتاد که به فکر ثبت فرهنگ مردم فارس افتادید؟

سال 1339 بود که آقای احمد شاملو مجله کتاب کوچه را تاسیس نمودند و من تنها کسی بودم که از شیراز برای ایشان مطلب می فرستادم. البته اقای حسین حاتمی هم از کازرون برای ایشان مطلب می فرستاد. در سال 1340 زنده یاد ابوالقاسم انجوی روایت یک برنامه رادیویی فرهنگ عامیانه را آغاز کردن که تا کنون به اسامی مختلفی ادامه یافته است. مثلا افسانه ها و ترانه ها، ترانه های محلی، فرهنگ مردم و فرهنگ عامیانه. من از سال 1342 به این برنامه پیوستم و تا زمانی که مدیر اداره فرهنگ و هنر فارس شدم به این امر پرداختم اما پس از آن به دلیل مشغله ی زیاد نخواستم برنامه را ادامه دهم. حالا من دبیر بودم چطور شد آمدم فرهنگ و هنر فارس؟

من آن زمان در مرودشت دبیر دبیرستان بودم ولی به خاطر کارهایی که کرده بودم اسمم سر زبان ها بود و جاهای مختلف مرا می شناختند. در این زمان اداره فرهنگ و هنر فارس مدیری داشت به نام آقای ناصر کجوری که آدم با پشتکار و علاقه مندی بود. ایشان نامه ای به اداره آموزش و پرورش نوشت و من به اداره فرهنگ و هنر منتقل شدم. در ابتدا پستم کارشناس بررسی های فرهنگ مردم بود. بعد شدم رئیس اداره روابط عمومی و بعد هم شدم رئیس اداره ادبی و هنری و سرانجام آخرین پستم هم مدیر کل فرهنگ فارس بود. سپس تقاضای بازنشستگی دادم و کارهای نوشتاری و تحقیقی خود را ادامه دادم.

هم خودم هم مردم فارس از این برنامه های رادیویی خاطره های زیادی دارند. یکبار مرحوم دکتر مژده استاد بخش ادبیات دانشگاه شیراز برایم نقل کرد که شما داشتید در رادیو قصه می گفتید و من در ماشین به قصه شما گوش می دادم تا اینکه به در خانه رسیدم اما ربع ساعت در ماشین نشستم تا قصه تمام شد بعد توانستم به خانه بروم.

بعد از بازنشستگی در سالهای 1371 تا 1378 یک صفحه ای در روزنامه خبر جنوب به من اختصاص داشت به نام فرهنگ ولایت. که چهار شنبه ها توضیع می شد. این صفحه برکات زیادی داشت چرا که عده قابل توجهی را به سمت فرهنگ عامیانه کشاند و من دوستان زیادی پیدا کردم. از جمله آقای آل ابراهیم از استهبان، که الان 3-4 کتاب منتشرکرده اند. آقای پیشاهنگ از نی ریز، آقای ایرج قزلی از جهرم، آقای دکتر هاشم محمدی که چندی پیش به رحمت خدا رفتند. آقای مظلوم زاده از کازرون، آقای دکتر خیراندیش از اقلید. عده ای هم از خارج از فارس به این مطلب علاقه مند شدند مانند آقای زفره ای از اصفهان و شخص دیگری بود که از اردستان برای ما مطلب می فرستاد. یکی از افتخارات من همین است که حرکتی ایجاد کردم که باعث جمع آوری فرهنگ مردم فارس شود.

اکنون هم در روزنامه عصر مردم صفحه ای دارم به نام کشکول که تقریبا همان مطالب فرهنگ مردم است. حاصل کارهای بنده در طی این سالها در ادبیات عامه شد : قصه های مردم فارس در سه مجلد، بازی های مردم فارس، آداب و رسوم نوروزی در فارس، سیری در ترانه های محلی، باورهای سرزمین مادریم و عروسی در فارس.

 

اما کتاب های ادبیات داستانی بنده از این قرار اند: اجاق کور، خانه خانه ی خودمان، با خودم در راه بارونی، ننه پیره زن و عمو نوروز، آهو بچه ی خواب من، مردی که به حراج رفت و حکایاتی از کوچه ایام هفته. در سال 1392 هم به عنوان چهره ماندگار استان فارس انتخاب شدم و سرو بلورین بهترین کتاب مردمی فار ارزش هم به من دادند.

 
دیدار مسئولین بنیاد فارس شناسی با استاد ابوالقاسم فقیری PDF چاپ نامه الکترونیک

دیدار مسئولین بنیاد فارس شناسی با استاد ابوالقاسم فقیری


پس از چاپ جلد سوم کتاب قصه های مردم فارس، مسئولین بنیاد فارس شناسی به رسم ادب و تکریم پیش کسوتان عرصه ادب و فرهنگ استان فارس به دیدار استاد ابوالقاسم فقیری رفتند. در این دیدار صمیمی که دکتر طبیعی رئیس بنیاد فارس شناسی، سرکار خانم بردبار مدیر داخلی مجموعه و چند تن از کارکنان بنیاد حضور داشتند، پس از تقدیم کتاب قصه های مردمی به استاد، از زحمات ایشان در حوزه فرهنگ مردم فارس تجلیل شد. استاد فقیری در باب مشقات تالیف این مجموعه و نقش ان در ترویج فرهنگ اصیل فارس توضیحاتی داده و قسمتی از تجربیات خود را بیان نمودند که طی سالیان متمادی در این راه برای ایشان حاصل شده بود. ایشان همچنین از تالیفات جدیدی خبر دادند که به زودی برای چاپ آماده خواهد شد..

 

جناب دکتر طبیعی نیز پس از تقدیر زحمات و جایگاه علمی استاد فقیری بیان داشت: بنیاد فارس شناسی تمام تلاش خود را برای حفظ فرهنگ فارس به کار خواهد گرفت و در این راه از تجربیات و تالیفات ارزشمند پیش کسوتان استقبال خواهد نمود.

 
بازدید رئیس صدا و سیمای استان فارس از موزه خانه زینت الملک PDF چاپ نامه الکترونیک

دوشنبه بیستم مرداد ماه 1393

خنکای صبح گاهی تابستان شیراز کم از بهار ندارد؛ آن هم در محیطی سنتی که انس با جان مردم این سرزمین دارد. خانه زینت الملک این پذیرای هفته میهمانانی ارجمند بودمهندس کشفی دوشنبه کاری خود را با بازدید از موزه خانه زینت الملک آغاز نمود. در این دیدار که آقای مهندس شواخی معاون اطلاعات و اخبار صدا و سیما، ایشان را همراهی می­نمود، مقدمات تعاملات بیشتر بنیاد فارس شناسی و رسانه استانی فراهم شد. اجتماع نخبگان رسانه در موزه مشاهیر و مرکز فارس شناسی میتواند منشاء خیر زیادی گردد. در گام اول معرفی بیشتر این مجموعه در رسانه استانی مد نظر است اما آنچه  که ان شا الله در پیش روست، پیوند میان نخبگان دانشگاهی و رسانه استانی در جهت ارتقاء سطح آگاهی مردم استان فارس است.
 
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 45