فارس- سرزمين پارسيان- با قدمتي همپاية تاريخ ايران همواره يكي از مراكز اصلي شكلگيري و شكوفايي تمدنهاي كهن ايران زمين محسوب ميشده است.
اين ديار،مهد علمو فرهنگ و تمدن است و جايگاهي در خور و شايسته در ذهن و زبان جهانيان دارد.هر كجا يادي از حافظ،سعدي،سيبويه نحوي،ابن خفيف ، ملاصدرا، منصور حلاج و ديگران ميشود، سلسلة كلام تاب مستوري نمي آورد و تا آستان((فارس)) پيش ميرود.
سخن بر اساس اين نيست كه ((فارس شناسي)) عهدي ديگري بسته است و مرامي ديگر يافته، سخني اگر باشد در ((شناخت ايران))است.فرهنگ اسلامي و ايراني را يايد در هر گوشه از خاك مطهر اين ديار شناخت و شناساند. سخني اگر باشد در اين است كه ((فارس))حتي به قدر تنها يكي از نام آوران كه گفتيم نه در معرفت امروزين ما جاي دارد و نه در تاريخ معرفت معاصر سهمي شايسته و درخور يافته است.اگر اين سرزمين در زماني نه چنران دور به اندازة تمام متفكران و انديشمندان و اديبان سراسر كشور اديب و سخنور وفلسفيون و نحوي و عارف داشته،از سر اتفاق ياتصادف نبوده است. اين قابليت در جايي نهان است كه تاكنون همتي بر شناخت آن فايق نيامده و راهي بر صهل و ممتنش وافي نبوده است.